زمستون برو! دوست ندارم!
در برف قدم خواهم زد. از شاخه های خشکیده درختان عکس می گیرم. ذهنم را در رنگ چمن بهاری می خوابانم. غرق می شوم. نه غوطه ور. غرق.
این سرما کم کم دارد افسرده ام می کند....
خدایا میشود زودتر تابستان را بفرستی بیاید ؟ حداقل آدم توی تیر و مرداد دم بهِ دم دلش یک بلغ ِ گنده ِ گرم نمیخواهد ....

