تبليغاتX
سنجاق قفلی

« بيچاره دخترك گلفروش در كنار خيابان، سبد احساسش را همه مي بينند..... »

جمعه بیست و سوم شهریور 1386

بنویس بر یاس کبود

بنویس بر باور رود

بنویس از من بنویس

بنویس عاشق یکی بود

بنویس بنویس بنویس

آه ... قصه بگو

از این عاشق دور

تو از این تنهای صبور

بی تو شکست چو جام بلور

بنویس بر یاس سپید

بنویس از عشق و امید

بنویس دیوانه ی تو

به خود از عشق تو رسید

بنویس بنویس بنویس

تو موج غرور این دل سنگ صبور

بنویس از آنکه چو اشک

از دیده چکید به گونه دوید

بنویس دنیای منی

همه ی رویای منی

منم و بی تابی موج

تو هنوز دریای منی

بنویس بنویس بنویس

غریبونه شکستم

من ایتجا تک و تنها

دل خسته ترینم

در این گوشه ی دنیا

ای بی خبر از عشق

نداری خبر از من

روزی تو میایی

نمانده اثر از من

بنویس دنیای منی

همه ی رویای منی

منم و بی تابی موج

تو هنوز دریای منی

بنویس بنویس بنویس

بنویس بر یاس کبود

بنویس بر باور رود

بنویس از من بنویس

بنویس عاشق یکی بود

بنویس بنویس بنویس

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Archives

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html