زندگی الا کلنگی!
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
....
....
....
خوب دیگه بازی بسه! :
« بيچاره دخترك گلفروش در كنار خيابان، سبد احساسش را همه مي بينند..... »
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
....
....
....
خوب دیگه بازی بسه! :
- میدونی سیانور چیه ؟
- یعنی از سیاهی به نور ... وقتی بخوریش همه چی یهو سیاه میشه اما بعد از چند لحظه چشاتو که واکنی نور شدید چشاتو میزنه .
- نچ نچ نچ .. اون گداهه رو ببین طلفکی !
- واااای , آره , کوچولوی بدبخت .. نچ نچ نچ
- نچ نچ نچ .... هیچی از آدمیت نمونده به خدا
- ... آره ... نچ نچ نچ
- اه .. حالم گرفته شد ... سرم درد گرفت ...
- نچ نچ نچ .. آره عزیزم .. منم حس تو رو دارم ..
- قرص استامینوفن کدئین داری همرات ؟
- واسه گداهه می خوای ؟
- نه بابا .. من میگم سرم درد گرفت , دیگه حرف گداهه رو نزن تورو خدا..
- نچ نچ نچ .. آره .. از فردا از این مسیر نمیایم عزیزم ..
- آخ سرم ... بریم خونه
- ای وای بمیرم برات ... گور بابا گداهه ... کی گف نیگاش کنی ؟
- مرده شورشونو ببرن نکبتا رو ... اه .. اشتهامم کور شد .
- خدامرگ منو بده الهی ... شیطونه میگه برم بزنم زیر گوشش!!
- بمیرن الهی همه شون .. معدم داره میسوزه .. آخ
- نچ نچ نچ ... گند بزنه به همه شون , زنگ میزنم 110 همه شونو بندازه زندون
- ولش کن دیگه گفتم حرفشو نزن ... تاکسی بگیر بریم خونه ... اَه
- نه خونه نمیریم .. میریم خرید ... خرید حالتو خوب می کنه ..
- ... اون سرویس طلا رو می خری واسم ؟ .. آخ سرم
- ..... خب .. معلومه .. من واسه خوب شدن حالت هر کاری می کنم
- دوستت دارم ..
- آی لاو یو سو ماچ
- قربونت بشم مهربونم
- ای جونم .. ببین لپات باز گل انداخ ..
- آخه بس که تو ماهی
- قربونت بشم الهی
- آخ اگه تو رو نداشتم .. نچ نچ نچ
- نچ نچ نچ .. نگو تورو خدا
- ناهارم بریم رستوران چینی ؟
- آآآآره گلم ... هر چی تو بگی
- ( لبخند )
- ( لبخند )
پی نوشت :
- نچ نچ نچ ...
زندگی شبیه بازیه
بازی قایم موشک
همه مون میریم گم می شیم
منتها ؛
هیچکسی نیس که پیدامون کنه
پی نوشت: - قایم شدی ؟
پیدات می کنم
پیدات که کردم
قایمت می کنم ....
- دکترا فهمیدن که قلب هر آدمی ؛ اندازه مشت بسته شه
تا اینجاش قبول
اما اینکه توی کدومشون گله , توی کدومشون پوچه
هنوز هیشکی نفهمیده !
تو خیلی خوش عکسی یعنی :
الف - تو در حالت طبیعی زشتی اما تو عکس خوشگلی
ب - تو اگه خشکت بزنه تکون نخوری خیلی خوشگل تری
ج - تو فقط بر اثر ویرایش و رتوش قابل تحمل میشی
د - یه چیزی گفتیم دلت خوش باشه
ه - همه موارد
- شوهر عزیزم، تو که میدونی من چقدر دوستت دارم، ولی با تمام
این حرفا می خوام Profile من توی اورکات همچنان Single باشه، فهمیدی؟!
به چشمی که مدام باز و بسته میشه نمیشه اطمینان کرد
اگه با چشات عاشق شدی
همیشه بازشون بذار
چون همونطور که در یک لحظه ءبازبودنش عاشق شدی
ممکنه در یک لحظهء بسته شدنش هم احساس عاشقانه تو از دست بدی
به همین سادگی ...

پام شکست و امروز رفتم گچ گرفتم!
سفر شمالو هم از دست دادم! به همین راحتی
به همین خوشمزگی![]()
به این میگن بدشانسی! مدرسه ما بعد از چند سال یهو جو گیر شد
خواست مارو پنجشنبه ببره چالوس که پای وقت نشناسه من همین امروز شکست![]()
البته از یه طرفم بد نشد!
تا یکشنبه که نمی رم مدرسه(فردا تست داریم
) تازشم احساساته همه واسم قلمبه شده!
نمی دونم چطوری در عرض نیم ساعت به گوش مدرسه فرزانگانم رسید! اونیم که سالی یه بارم زنگ نمی زد ببینه من مردم یا زنده زنگ زد بهم فوضولی
!
هی همه قربون صدقم میرن!! ویتامینه محبتم کم شده بودا!!
داشتم دچار کمبود محبت می شدم!
اما خوب کلی واسه شمال نقشه داشتم![]()
حیف باشه! ایشالا ۱۰ سال دیگه "اگه" دوباره دارول زد به سرش آیندگان رو به جای ما ببرن شمال حال کنن!!![]()
هی! تویی که پنجشنبه میری چالوسو الان داری با نیشخند اینارو می خونی. چشماتم اندکی ریز کردی و تو دلت می خندی که آی! حقته! می خواستی مثه بچه آدم سر جات بشینی![]()
این خیاله پوچو از سرت درار که من بیخیال سوغاتی شم!![]()
نتیجه اخلاقی:کاری نکنین آه دوستان بگیرتتون!


- تو را نه عاشقانه
و نه عاقلانه
و نه حتی ، عاجزانه ...
که تو را
عادلانه
در آغوش می کشم ،
عدل مگر نه آنست که
هر چیزی در جای خویش قرار گیرد ؟
- بابا رو چن تا دوس داری ؟
- پنش تا
- مامانو چند تا ؟
- پنش تا
- منو چند تا ؟
- اممم .. دیگه انگش ندارم که ...
- انگشتای پاهات هس که ... ایناها ...
- نخیرم , پاهام کثیفه بو میده ...
- !..
تمام مشکل من این بود :
- نفهمیدنم ، وقتی باید می فهمیدم
و فهمیدنم ، وقتی نباید می فهمیدم
عزیزم ؛ یه طوری دوستت دارم که هیچکسی ؛ هیچکسی رو اونطوری دوست نداره ...
- چه خوب
- آره ... اصلا یه جور عجیبی دوستت دارم .. نمیدونمم چرا ها .. یه جور خاصی ..
-
- اصلا عجیبه .. نمیتونم درک کنم .. دوست داشتنم نسبت به تو یه حسیه که اصلا تجربه نکردم ...
- خب میشه بیشتر در موردش توضیح بدی ... ؟
که مثلا چه جوری دوسم داری؟
- امم ... بذار ببینم ... ای وای ...
... بذار ... لعنت به این شانس .. این صفحه کتاب نیس 
- ها ااا ؟! 

گاهی وقتا احساس می کنم همش دارم اشتباه می کنم
او نوقته که به همه چیز شک می کنم
به بودنشون و نبودنش
و بیشتر ازون به حقیقت داشتنشون
شک می کنم به خودم و احساسم
و شک می کنم به تو و احساست
و شک می کنم به موجودیت عشق
و حتی زندگی
همه احساساتم دلقکای سیرک می شن و با دماغ سرخشون به من می خندن
و همه احساسات تو شبیه کلاغ های سیاه از روی درخت خشک ذهن من می پرن
اونوقت نمی دونی چقدر احساس تهی بودن بهم دست میده
یه کاری کن که احساس نکنم اشتباه کردم
می فهمی که چی می گم ؟
یه جوری واقعی تر ؛ ملموس تر ؛ گولم بزن .
یه جوری که حقیقتا باور کنم .
- حجم حضورم را کم میکنم
وسعت بودنت را بیشتر کن .. لطفا
- دخترم ، چی ریختی توی سوپت اینقدر خوشرنگ شده
- توی سوپ ؟! نمیدونم .... حمییییییییید ...
- زهر مااااااار
- !!؟؟
(( زهر مار ، خوشرنگ و خوشمزه ))
- خدا کارگردان خیلی صبوریه
چون مدام بازیگر میفرسته روی سن دنیا
و بازی کسل کننده و یکنواختشون رو نگاه میکنه
و آدم ها بازیگرای بیچاره ای هستند
چون هرکدوموشون فکر می کنن یک سوپر استارن
در حالیکه در صحنه زندگی
همه آدمها فقط و فقط ، سیاهی لشکرن .
- فقط یه چیزی میخوام بِهِِت بگم ، خیلی باهات راحتم ، خیلی باهات حال میکنم ، خیلی میخوامت ، خیلی بامرامی ، خیلی با صفایی ،باهات دعوا میکنم ، باهات قهر میکنم ، سرت داد میکشُم ، ماچت میکنم ، برات گریه میکنم ، بدون ایکه خجالت بکشم ژولیده و با لباسِ توخانه میام پیشت ، حرفای اون تَهِ دلم که به هیشکی نمیگم بهت میگم ، چیزایی که بقیه بِهِم گُفتن ازت بخوام بی رودروایسی ازت میخوام ، هیچکاریَم اونجور که بایَد برات بُکُنُم نُمُکُنم ، اما توجوابمِ میدی ، دست به سرم میکِشی ، ماچمَم میکُنی ، نازمَم میکِشی ، هم هیشکی بخدا مثل تو نیست ، دَمِت گرم ، ... دَمِت گرم ......
* پی نوشت :
- لهجه واقعی ما آدما ، همون لهجه ایه که با خدای خودمون حرف می زنیم .
- خدا هم می خوابه ، اما خوابش سبکه ، مثل خواب پروانه ها ...
- خدای هر کسی اندازه فکرهای خوبش ، کارهای خوبش و خواسته های خوبشه ، خوش به حال آدمایی که خداشون بزرگه و خوشبه حالتر اونایی که خداشون خیلی بزرگتره .![]()
- اگه تاریخ تولد یه دوست از خاطرت پرید و روت نشد مستقیم ازش بپرسی ؛
کافیه بی مقدمه ازش سئوال کنی :
" تاریخ تولدت به میلادی چندم میشه ؟ "
اونوقت اونم در فکر فرو میره و مثلا جواب میده :
" بذار ببینم .... سیزدهم اسفند اون سال ... دقیقا میشه سوم مارس .. "
به همین سادگی ؛ به همین خوشمزگی !