تبليغاتX
خط خطی های دختر گلفروش

« بيچاره دخترك گلفروش در كنار خيابان، سبد احساسش را همه مي بينند..... »

شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387

* راه حل

- عزیزم زندگیمون خیلی تکراری و یکنواخت و کسالت بار و بیروح و لوس شده , درست نمیگم ...؟
- اتفاقا چرا , درست میگی , دیگه داره حالم به هم میخوره  از این زندگی ...
- خب  ... من یه فکری دارم ...
- چی ؟
- بچه دار بشیم ..
- وا ؟! .. فکر کردم می خوای بگی از هم جدا بشیم ... .. بچه دار بشیم کثافتاشو تو پاک میکنی ؟ تو شیرش میدی ؟ تو نه ماه تو شیکمت نگهش میداری ؟ تو اندامتو به هم میریزی به خاطرش ؟ تو ونگ ونگشو شبا خفه میکنی ؟ تو ...
- خب ... هیچی بابا .... ولش کن , پس چطوره  که از هم جدا بشیم ...
- آرهههههه .. باز این حداقل دنگ و فنگ بچه رو که نداره , هیجانشم بیشتره !

جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387

* آخییی

- آقای دکتر دستم به دومنت , دلم پر شده از غصه و دلشوره و بغضای بسته و ترس و تنهایی و بدبختی و نفرت و عشقای نیمه کاره و حسرت و رنج و بیچارگی و تردید و توهم و حقارت و شهوت و رخوت و پوچی و ...
- خب خب .. فهمیدم عزیزم , مشکلی نیست , بیا ... اینم یه شربت مسهل قوی ,دو  سه روزه  مشکلتو حل میکنه و خلاص ...
- آخییییییییی ... قربون دستت دکتر جونم .

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

* ادد و رد

من موندم حیرون که چرا :
آدما توی دنیای مجازی تند تند  همدیگه رو  ادد  می کنن
اما تو دنیای حقیقیشون ؛ هرکی بیاد سر راهشون  رد می کنن !

سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387

* عشقولانه

- ببین .. اگه با من ازدواج نکنی به مولا اسید می پاشم تو صورتت , ننه باباتو می کشم , خونه تونو آتیش می زنم , اون داداش انترتو کاردی می کنم , ننه بابای خودمم می کشم .. خودمم دار می زنم ..
- اوا ... تو یه جوری اظهار عشق می کنی آدم نمی توونه رد کنه , باشه .. ... قبول .
- نوکرتم ...!

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387

* زندگی یه بازیه !

- ده ، بیس ، سی ، چل ، پنجا شص ، هفتاد هشتاد نود صد ... بیام ؟ بییییام ؟

* کوچک که بودیم یادت هست که ، بازی می کردیم ، قایم باشک ، قایم موشک  ، اسمش همینها بود ، یادت هست ؟ من سر می گذاشتم سینه دیوار و تو با خنده های نخودی ات می رفتی قایم شوی ، من چشمهایم را می بستم و می شمردم ، ده . بیس ، ... و صدای خنده ات می آمد ، .. بیام ؟ آهسته می گفتی : - بیا ، می آمدم دنبالت ، پشت در ، گوشه اتاق ، لابه لای پتوها ، زیر میز ، باخنده ات نشانی ام میدادی ، که بیایم ، و می آمدم و می خندیدیم و چه شاد و بی خیال از آینده ...
حالا ، من چشم هایم باز است ، در دلم می شمارم ، ثانیه ها را ، و روزها را و ماه ها را و .. و تو می روی ، خنده ات را نشانی نیست ، رفتنت را می بینم اما ، گم که میشوی دیگر  ، میدانم ، پیدایت نخواهم کرد ، خنده هامان را لولو خورد ، روزهایمان را پیشی برد ، قایم باشک این روزها بازی همه آدم هاست ، شمردنش هست ، چشم گذاشتنش هست ، دیوارهای بلند سفیدش هست ، جابرای قایم شدنش هم هست ، اما ، پیدا شدنش نیست ، پیدا کردنش نیست ، خنده هایش .. نیست .  با توام ... رفتی ؟ ...

" ... رفته بود ... "

 

- ضمیمه : ترانه کودکانه با صدای فرهاد

جمعه بیستم اردیبهشت 1387

* تخم مرغ بشکنم برات ؟

یکی از باورهای بعضی از مردم " تخم مرغ شکستن " برای رفع چشم زخمه !
به این روش که میرن بالای سر اون کسی که حالش به هر علتی بده و مریض احواله
یه تخم مرغ بر میدارن و روشو با زغال دایره های سیاه میکشن ،
با عنوان روزهای هفته ، دو تا سکه مثلا بیست و پنج تومنی رو در دو سمت بالا و پایین تخم مرغ میذارن و با انگشت های سبابه و اشاره تخم مرغ رو به نحوی که دو سکه در دو طرفش قرار داره نگه میدارن و فشار میدن
و در همین حین میگن شنبه ، یکشنبه ، دوشنبه و ...
معمولا یهو در همین حین تخم مرغ با صدایی نسبتا بلند می ترکه و سکه ها به هم میرسن !
و بعد همه میگن : اَاَاَاَاَاَاَاَه ه ه ه ، دیدین ، عجب چشمی خورده بودااااا !!!
و بعد شروع میکنن به حدس زدن به اینکه چه کسی در اون روز این بنده خدا رو دیده و چشمش زده !
و بعد هم انگ چشم شور بودنو میچسبونن به بنده خدا و ... الی آخر
و باور دارن که اگر در حالت عادی تخم مرغ رو اینطور بین سکه ها قرار بدی و فشار بدی بهیچ وجه ممکن نیست بشکنه
و در عین حال با توجه به این تلقین معمولا مریض هم زود خوب میشه !!
اون سکه ها رو صدقه میدن و تخم مرغ رو هم اگه کسی حواسش نباشه یواشکی نیمرو درست میکنن !!
اینم یکی از باورهای عجیب که من موندم چجوری کشف شده !


تذکرات
:
- خواهشا تخم شترمرغ رو در این مورد امتحان نکنید .
- از سکه بهار آزادی هم میشه برای تاثیر بیشتر بهره جست .
- اگر زغال دم دست نبود با روژ لب هم میشه روی تخم مرغ دایره کشید .
- هنگام گفتن روزهای هفته ، کلمات رو غلیظ و کشدار و بلند ادا کنید .
- مواظب باشید موقع ترکیدن تخم مرغ خودتون دچار شوک زدگی نشید
.


کامنت ها :
۱- خیلی قشنگ می نویسی ؛ به وبلاگ منم سر بزن.
۲- اگه می خوای پولدار بشی بیا به وبلاگ من
۳- وای خدای من ؛ خیلی تاثیر گذار بود ؛ با تبادل لینک چطوری ؟
۴- آقا ما لینکیدیمت ؛ تو هم حال کردی ما رو بلینک

جمعه بیستم اردیبهشت 1387

* اشتباه لپی

- راستشو بخوای از دیدنت خیلی خوشحالم، ولی تا اونجا که یادم میاد توی
مشخصات اورکاتت نوشته بودی که قدت 174 سانتی متره و وزنت 48 کیلو!
- عزیزم، حالا چه فرقی می کنه که 174 سانتی متر و 48 کیلوباشم یا 148سانتی متر و 74 کیلو؟! مهم اینه که ما الان پیش همیم و از هم خوشمون میاد ، مگه نه؟
- .... !!!!؟؟

سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387

* خواستگاری

- خیلی عذر می خوام , فقط سئوال آخرم اینه که اگه جسارت نباشه می خواستم بدونم , امم .. شما , تا حالا با مردی ارتباط داشتید ؟
- ولله نه بخدا , دروغ چرا , دور از جون شما همشون نامرد بودن !
- ؟!!

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

زندگی الا کلنگی!

بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...
بالا
پایین
...

....
....
....
 خوب دیگه بازی بسه! :




شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

سیاهی و نور

- میدونی سیانور چیه ؟
- یعنی از سیاهی به نور ... وقتی بخوریش همه چی یهو سیاه میشه اما بعد از چند لحظه چشاتو که واکنی نور شدید چشاتو میزنه .

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387

- نچ نچ نچ ..

- نچ نچ نچ .. اون گداهه رو ببین طلفکی !
- واااای , آره , کوچولوی بدبخت .. نچ نچ نچ
- نچ نچ نچ .... هیچی از آدمیت نمونده به خدا
- ... آره ... نچ نچ نچ
- اه .. حالم گرفته شد ... سرم درد گرفت ...
- نچ نچ نچ .. آره عزیزم .. منم حس تو رو دارم ..
- قرص استامینوفن کدئین داری همرات ؟
- واسه گداهه می خوای ؟
- نه بابا .. من میگم سرم درد گرفت , دیگه حرف گداهه رو نزن تورو خدا..
- نچ نچ نچ .. آره .. از فردا از این مسیر نمیایم عزیزم ..
- آخ سرم ... بریم خونه
- ای وای بمیرم برات ... گور بابا گداهه ... کی گف نیگاش کنی ؟
- مرده شورشونو ببرن نکبتا رو ... اه .. اشتهامم کور شد .
- خدامرگ منو بده الهی ... شیطونه میگه برم بزنم زیر گوشش!!
- بمیرن الهی همه شون .. معدم داره میسوزه .. آخ
- نچ نچ نچ ... گند بزنه به همه شون , زنگ میزنم 110 همه شونو بندازه زندون
- ولش کن دیگه گفتم حرفشو نزن ... تاکسی بگیر بریم خونه ... اَه
- نه خونه نمیریم .. میریم خرید ... خرید حالتو خوب می کنه ..
- ... اون سرویس طلا رو می خری واسم ؟ .. آخ سرم
- ..... خب .. معلومه .. من واسه خوب شدن حالت هر کاری می کنم
- دوستت دارم ..
- آی لاو یو سو ماچ
- قربونت بشم مهربونم
- ای جونم .. ببین لپات باز گل انداخ ..
- آخه بس که تو ماهی
- قربونت بشم الهی
- آخ اگه تو رو نداشتم .. نچ نچ نچ
- نچ نچ نچ .. نگو تورو خدا
- ناهارم بریم رستوران چینی ؟
- آآآآره گلم ... هر چی تو بگی
- ( لبخند )
- ( لبخند )



پی نوشت :
- نچ نچ نچ ...

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387

* زندگی مشترک

 
- میای باهم برقصیم ؟
- من رقص بلد نیستم .
- خب من یادت میدم .
- تا اونجایی که می دونم تو هم بلد نیستی .
- خب چه بهتر ؛ با هم یاد میگیریم .

 

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387

آهای ... من اینجام !

زندگی شبیه بازیه
بازی قایم موشک
همه مون میریم گم می شیم
منتها ؛
 هیچکسی نیس که پیدامون کنه

 

 

پی نوشت: - قایم شدی ؟
پیدات می کنم
پیدات که کردم
قایمت می کنم ....

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387

* گل یا پوچ ؟

- دکترا فهمیدن که قلب هر آدمی ؛ اندازه مشت بسته شه
تا اینجاش قبول
اما اینکه توی کدومشون گله , توی کدومشون پوچه
هنوز هیشکی نفهمیده !

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387

* کنکور هنر

تو خیلی خوش عکسی یعنی :
الف - تو در حالت طبیعی زشتی اما تو عکس خوشگلی
ب - تو اگه خشکت بزنه تکون نخوری خیلی خوشگل تری
ج - تو فقط بر اثر ویرایش و رتوش قابل تحمل میشی
د - یه چیزی گفتیم دلت خوش باشه
ه - همه موارد

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387

از اون لحاظ!

- شوهر عزیزم، تو که میدونی من چقدر دوستت دارم، ولی با تمام
این حرفا می خوام Profile من توی اورکات همچنان Single باشه، فهمیدی؟!

سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

باز و بسته--ضد حال

به چشمی که مدام باز و بسته میشه نمیشه اطمینان کرد
اگه با چشات عاشق شدی
همیشه بازشون بذار
چون همونطور که در یک لحظه ءبازبودنش عاشق شدی
ممکنه در یک لحظهء بسته شدنش هم احساس عاشقانه تو از دست بدی
به همین سادگی ...


 

پام شکست و امروز رفتم گچ گرفتم! سفر شمالو هم از دست دادم! به همین راحتی به همین خوشمزگی

به این میگن بدشانسی! مدرسه ما بعد از چند سال یهو جو گیر شد خواست مارو پنجشنبه ببره چالوس که پای وقت نشناسه من همین امروز شکست

البته از یه طرفم بد نشد! تا یکشنبه که نمی رم مدرسه(فردا تست داریم) تازشم احساساته همه واسم قلمبه شده! نمی دونم چطوری در عرض نیم ساعت به گوش مدرسه فرزانگانم رسید! اونیم که سالی یه بارم زنگ نمی زد ببینه من مردم یا زنده زنگ زد بهم فوضولی!

هی همه قربون صدقم میرن!! ویتامینه محبتم کم شده بودا!! داشتم دچار کمبود محبت می شدم!

اما خوب کلی واسه شمال نقشه داشتم

حیف باشه! ایشالا ۱۰ سال دیگه "اگه" دوباره دارول زد به سرش آیندگان رو به جای ما ببرن شمال حال کنن!!

هی! تویی که پنجشنبه میری چالوسو الان داری با نیشخند اینارو می خونی. چشماتم اندکی ریز کردی و تو دلت می خندی که آی! حقته! می خواستی مثه بچه آدم سر جات بشینی این خیاله پوچو از سرت درار که من بیخیال سوغاتی شم!

نتیجه اخلاقی:کاری نکنین آه دوستان بگیرتتون!

سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

عدل




- تو را نه عاشقانه
                  و نه عاقلانه
                          و نه حتی ، عاجزانه ...

که تو را
      عادلانه
              در آغوش می کشم ،


عدل مگر نه آنست که
                   هر چیزی در جای خویش قرار گیرد ؟

سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

* دوست داشتن هم اندازه داره هم تمیزی !

- بابا رو چن تا دوس داری ؟
- پنش تا
- مامانو چند تا ؟
- پنش تا
- منو چند تا ؟
- اممم .. دیگه انگش ندارم که ...
- انگشتای پاهات هس که ... ایناها ...
- نخیرم , پاهام کثیفه بو میده ...
- !..

سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

....مشکل

تمام مشکل من این بود :


- نفهمیدنم ، وقتی باید می فهمیدم


 و فهمیدنم ، وقتی نباید می فهمیدم
.

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

رمان×تیک!

 عزیزم ؛ یه طوری دوستت دارم که هیچکسی ؛ هیچکسی رو اونطوری دوست نداره ...
- چه خوب  
- آره ... اصلا یه جور عجیبی دوستت دارم .. نمیدونمم چرا ها .. یه جور خاصی ..
-  
- اصلا عجیبه .. نمیتونم درک کنم ..  دوست داشتنم نسبت به تو یه حسیه که اصلا تجربه نکردم ...
- خب میشه بیشتر در موردش توضیح بدی ... ؟ که مثلا چه جوری دوسم داری؟
- امم ... بذار ببینم ... ای وای ...  ... بذار ... لعنت به این شانس .. این صفحه کتاب نیس
- ها ااا ؟!

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

شوکران




 
گاهی وقتا  احساس می کنم همش دارم اشتباه می کنم
او نوقته که به همه چیز شک می کنم
به بودنشون و نبودنش
و بیشتر ازون به حقیقت داشتنشون
شک می کنم به خودم و احساسم
و شک می کنم به تو و احساست
و  شک می کنم به موجودیت عشق
و حتی زندگی
همه احساساتم دلقکای سیرک می شن و با دماغ سرخشون به من می خندن 
و همه احساسات تو شبیه کلاغ های سیاه از روی درخت خشک ذهن من می پرن
اونوقت نمی دونی چقدر احساس تهی بودن بهم دست میده
یه کاری کن که احساس نکنم اشتباه کردم
می فهمی که چی می گم ؟
یه جوری واقعی تر ؛ ملموس تر ؛ گولم بزن .
یه جوری که حقیقتا باور کنم .

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

×.....لطفا!

- حجم حضورم را کم میکنم
وسعت بودنت را بیشتر کن .. لطفا

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

پیام بازرگانی

- دخترم ، چی ریختی توی سوپت اینقدر خوشرنگ شده
- توی سوپ ؟! نمیدونم .... حمییییییییید ...
- زهر مااااااار
- !!؟؟

(( زهر مار ، خوشرنگ و خوشمزه ))

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

بخشهایی از حرفهای من با خدا

- خدا کارگردان خیلی صبوریه
چون مدام بازیگر میفرسته روی سن دنیا
و بازی کسل کننده و یکنواختشون رو نگاه میکنه
و آدم ها بازیگرای بیچاره ای هستند
چون هرکدوموشون فکر می کنن یک سوپر استارن
در حالیکه در صحنه زندگی
همه آدمها فقط و فقط ، سیاهی لشکرن .



- فقط یه چیزی میخوام بِهِِت بگم ، خیلی باهات راحتم ، خیلی باهات حال میکنم ، خیلی میخوامت ، خیلی بامرامی ، خیلی با صفایی ،باهات دعوا میکنم ، باهات قهر میکنم ، سرت داد میکشُم ، ماچت میکنم ، برات گریه میکنم ، بدون ایکه خجالت بکشم ژولیده و با لباسِ توخانه میام پیشت ، حرفای اون  تَهِ دلم که به هیشکی نمیگم بهت میگم ، چیزایی که بقیه بِهِم گُفتن ازت بخوام بی رودروایسی ازت میخوام ، هیچکاریَم اونجور که بایَد برات بُکُنُم نُمُکُنم ، اما توجوابمِ میدی ، دست به سرم میکِشی ، ماچمَم میکُنی ، نازمَم میکِشی ، هم هیشکی بخدا مثل تو نیست ، دَمِت گرم ، ... دَمِت گرم ......

* پی نوشت :
- لهجه واقعی ما آدما ، همون لهجه ایه که با خدای خودمون حرف می زنیم .
- خدا هم می خوابه ، اما خوابش سبکه ، مثل خواب پروانه ها ...
- خدای هر کسی اندازه فکرهای خوبش ، کارهای خوبش و خواسته های خوبشه ، خوش به حال آدمایی که خداشون بزرگه و خوشبه حالتر اونایی که خداشون خیلی بزرگتره .

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

* ترفند

- اگه تاریخ تولد یه دوست از خاطرت پرید و روت نشد مستقیم ازش بپرسی ؛
کافیه بی مقدمه ازش سئوال کنی :
" تاریخ تولدت به میلادی چندم میشه ؟ "
اونوقت اونم در فکر فرو میره و  مثلا جواب میده :
" بذار ببینم .... سیزدهم اسفند اون سال ... دقیقا میشه سوم مارس .. "
به همین سادگی ؛ به همین خوشمزگی !

شنبه هفتم اردیبهشت 1387

خیلی....!!

- آدم چن نفرو می تونه دوس داشته باشه ؟
- خیلی
- چند نفر آدمو می تونن دوس داشته باشن ؟
- خیلی
- تو منو چقد دوس داری ؟
- خیلی
- حرف دیگه ای هم بلدی بزنی تو ؟!
- خیلی ...

جمعه ششم اردیبهشت 1387

اگر می دانستی ...




اگر می دانستی چه می سوزاندم
زخم زبان دوستانه
اگر می دانستی چه دردناک می خراشد دلم
نگاه های ناباورانه
اگر می دانستی چه می خورد روحم
اشارات تلخ آشنایانه
اگر می دانستی چه زنجیر گرانیست بر گردنم
رفتار نامهربانانه
اگر می دانستی چه زجری میکشم هر لحظه
از این حرف و حرف ها و حرف ها
آنگاه تو هم مانند من شاید
خاموش می ماندی
مرد و مردانه ... !

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

بدون شرح!

این متن آخرین پست بلاگ "لحظه ای با من باش ... "ه.
قبلاً خونده بودمش،
اما حالا انگار که بهتر از این نمی تونم حالمو توصیف کنم


حال عجیبی دارم!
نخواه که توضیحش بدهم
 از گفتن دلتنگ و خسته ام  و...
هم بیزارم!
دلم میخواد باشی!
چه جوری این نیازمو انکار کنم؟
اصلا به کسی چه؟
بذار اسمشو بذارن خود خواهی
گور پدر هر چی فلسفه کور و منطق لال
که عشق رو حصار میکنن و میخوان در بند کلمات معنا کنن....
دلیلی برعشق واضح تر از این؟
میخوام که باشی.....

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387

* پول توجیبی

- بابا جان
- ها ؟ چته پسر گلم ؟
- اممم ... چیزه ...
- چته پسرم ... زن می خوای بابا ؟ این که خجالت نداره که ... هه هه هه
- نه ... نهههه باباجان ... هیچی .. همینجوری صداتون کردم دلم وا شه
- هاااا ... باریکلا .. حالا بدو برو دنبال کارت
- چشم !

 

 

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Archives

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html